بی عشق سرمکن

خرید بک لینک

بی عشق سرمکن

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

گاهی بساط عیش خودش جور می شود
گاهی دگر تهیه بدستور می شود

گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود

گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود


گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود

گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
از هرچه زندگیست دلت سیر می شود

گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود.


زنده یاد دکترقیصر امین پور

سیدمحمد عبودزاده _ مجری صحنه...

ما را در سایت سیدمحمد عبودزاده _ مجری صحنه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 22:29

صفحه بندی